ناشناس

حرف ها و متن های مورد علایق من

یه شعر زیبا

آنان که کهن شدند و آنان که نوند / هریک به مراد خویش لختی بدوند
این کهنه جهان به کس نماند جاوید  / رفتند و رویم و دیگر آیند و روند

۳ نظر ۶ موافق ۰ مخالف

یه وقتاییی....


یـه وقـتهـایـی دلـتـــ مـیـخـواد یــه پـــرانــتـز بــاز کـنـی کـسـى کــه دوسـش داری رو بـــذاری تــوش !
بــعـد پــرانـتــز رو بـبــنـدی ،کـه مـبـادا دسـت احـــدالـنـــاسـی بـهـش بـرسـه . . . !
و یــه جــایــی دلــتـــ مـى خـــواد دسـتــشو بــکـشـی . . .
نـــگـهش داری . . .
صــورتــش رو مــیـون دســتـاتــ مــحکـم بــگـیـری
بــگـی : بــبـیـن . . . !
مـن دوستـتــ ♥ دارم

****

۵ نظر ۴ موافق ۰ مخالف

خدای من خداییست


۱ نظر ۳ موافق ۰ مخالف

مچ گیری

از کسی پرسیدند...

کدامین خصلت از خدای خود را دوست داری؟

گفت:

همین بس که میدانم، او میتواند

مچم را بگیرد

ولی دستم را میگیرد...

۳ نظر ۳ موافق ۰ مخالف

روزی چندبار دوستت دارم

روزی چند بار دوستت دارم
یکبار وقتی که هوا بَرَم می دارد ، قدم می زنیم
وقتی که خوابم می آید ، تو می آیی
یکبار وقتی که باران ناز می کند ، دلِ ناودان می شکند و می بارد
وقتی که شب شروع می شود ، تمام می شود
یک بار دیگر هم دوستت دارم !
باقیِ روز را
هنوز را

****

۴ نظر ۱ موافق ۰ مخالف
به نام خداوند بخشنده و مهربان
سلام
ناشناس حرف میزنه
به غم کسی اسیرم که ز من خبر ندارد
عجب از محبت من که در او اثر ندارد


غلط است اینکه گوید بدلی ره است دلرا
دل من ز غصه خون شد،دل او خبر ندارد.



"ناشناس"

طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان